روايت حج از نگاه دکتر شريعتي

ایمیل پرینت PDF
:لينک منبع Administratorحج: يعني آهنگ، مقصد يعني حرکت نيز هم. و همه چيز با کندن از خودت، از زندگيت و ازهمه علقه‌هايت آغاز مي‌شود، مگر نه که در شهرت ساکني؟ سکونت، سکون، حج نفي سکون.چيزي که هدفش خودش است يعني مرگ. حج: جاري شو! هجرت از از خانه خويش به خانه خدا ، خانه مُردم ! اي برلب‌هاي ديگران ترانه‌ساز، آهنگ نيستان خويش کن! موسم: و اکنون هنگام در رسيده است، لحظه ديدار است، ذي حجه است، ماه حج، ماه حرمت. جنگيدن، کينه ورزيدن و ترس. زمين را، مهلت صلح، پرستش و امنيت داده‌اند، خلق با خدا وعده ديدار دارند، صداي ابراهيم را بر پشت زمين نمي‌شنوي؟ و او در خانه‌اش ترا به فرياد مي‌خواند، دعوتش را لبيک گوي! پس اکنون که در دار عمل هستي خود را براي رحلت به دار حساب آماده کن، مردن را تمرين کن، پيش از آنکه بميري، بمير. حج کن! به ميقات رو، و با آنکه ترا آفريد وعده ديدار داري. احرام در ميقات: ميقات لحظه شروع نمايش، و پشت صحنه نمايش است و تو که آهنگ خدا کرده‌اي و اکنون به ميقات آمده‌اي، بايد لباس عوض کني. لباس! کفن پوش. رنگ‌ها را همه بشوي! سپيد بپوش، سپيد کن، به رنگ همه شو، همه شو، همچون ماري که پوست بيندازد، از من بودن خويش بدرآي، مردم شو. ذره‌اي شو، در آميز با ذره‌ها، قطره‌اي گم در دريا، نه کسي باش که به ميعاد آمده‌اي ، خيس شو که به ميقات آمده‌اي بمير پيش از آنکه بميري جامه زندگيت را بدرآور، جامه مرگ بر تن کن. اينجا ميقات است موسم است.هنگام در رسيده است.به ميعاد برو،به ميقات!اي بازخوانده ي خداوند لحظه ي ديدار است!موسم است،ميقات است. اي لجن با خدا ديدار كن! اي كه زندگي، جامعه، تاريخ، تو را ((گرگ)) كرده است يا ((روباه)) يا ((موش)) و يا ((ميش)). موسم است،حج كن!به ميقات رو،با دوست انسان،آنكه تورا انسان آفريد وعده ي ديدار داري. از قصرهاي قدرت،گنجينه هاي ثروت و معبدهاي ضرار و ذلت و از اين گله ي اغنامي كه چوپانش گرگ است،بگريز.نيت فرار كن.خانه ي خدا را،خانه ي مردم را، حج كن. گزيده هايي از كتاب:تحليلي از مناسك حج نوشته دکتر علي شريعتي

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

دسته بندی موضوعات شگفت

کاربرانی که ممکن است شما بشناسید

!هنوز وارد سایت نشده اید

جهت ارسال لینک ، مطالب و فیلم های شگفتتان ابتدا باید وارد سایت شوید

تبلیغات

بانر تبلیغاتی